شهادت زندگی من
خدا آدم را بصورت خود و موافق شبیه خود ساخت (پیدایش 1: 26 -31 )
روز ششم: هنگامی که بالاخره زمین برای س ت انسان آماده شد،خدا انسان را"بصورت خود"آفرید. خدا هرچه را که آفریده بود،دید و همه چیز"بسیار نیکو بود"(پیدایش 1: 4 ،10 ،12، 18، 21، 25، 31 )
اما خیلی زود این تصویر تیره شد. خدا حتماَ این را از قبل می دانسته و همۀ آفرینش انسان را،گامی بسوی دنیای پر جلالی در نظر گرفته که پیامد این آفرینش خواهد بود؛وشرح این دنیای پر جلال را در بابهای پایانی کتاب مکاشفه می خوانیم.
بله دوستان من، خدا آدم را بصورت خود وموافق شبیه خود آفرید . پس ماباید نشانه ای از خدا باشیم در جمع مخلوقات،زیرا تنها آفریده ای که شبیه مخلوقش است آدم است. آدم از روح خدا پر شد و از برهنه بودن خجلت نداشتند.
درست مثل عیسی مسیح بهنگام تبدیل هیئت( مرقس 9 : 3 ) و این نور روحانی با ورود گناه محو شد و روزی دوباره نجات یافتگان را خواهد پوشانید بر طبق کلام (مکاشفه3 : 4 ؛ 21: 23 ) . تا آنجا که می دانیم از میان همۀ آفریدگان خدا ،تنها انسان است که لباس می پوشد و این نشانۀ طبیعت گناه آلود ماست.
آری طبیعت گناه آلود ما، زیرا آدم و حوا وقتی که گناه کردند، این گناه نسل به نسل،از پدر به پسر واز مادر به دختر انتقال یافت و حال به ما رسیده است بله ما طبیعت گناه آلود پدران خود را همراه داریم وتنها راه خلاصی از آن و سرافرازی در مقابل خدا و پر شدن از روح خداوند اینست که توسط فدیه ای برای گناه؛ یعنی مسیح نجات دهنده ،نجات یابیم. همانطور که میدانید اولین قربانی وقتی که آدم و حوا گناه کردند انجام شد و خداوند از پوست آن قربانی برایشان لباس درست کرد (پیدایش 3: 21- 22 )
که این به حقیقت رسید یعنی عیسی مسیح قربانی تمامی گناهان بشر شد تا ما بخشیده شویم واگر در مسیح باشیم و بمانیم و به او ایمان بیاوریم حتما نجات می یابیم و پر از نور روحانی خداوند می شویم و عروس به داماد ملحق خواهد شد.
اصل گفته من این است که چطوری می شود کسی که اینقدر نزدیک و شبیه آفریدگار خود است ومی داند که او همواره نزدیک به او است،وارد گناه می شود .
اگر در کلام خدا دقت کنیم ،می خوانیم که" خداوند خدا پس آدم را از خاک زمین بسرشت ودر بینی وی روح حیات دمید،و آدم ِ نَفس زنده شد"
نفس به معنی جسم است و به جسمی که از روح (روح خدا) تهی باشد نیز گفته می شود
نفس بله نفس چیزی که همیشه به ما می گویند که از خواسته هایش دوری کنیم زیرا که از زمان آدم و حوا این که باعث سقوط انسان شد ،تحریک شیطان و تسلیم شدن در مقابل خواسته نفس ِشان (خواسته جسمی شان) بود .
نفس بعضی وقتها چیزهایی از ما می خواهد که بسیار خوب است ولی سرشار از گناه می باشد
و هر گناه پله ای برای دور شدن از آفریدگار است و دور شدن از خالقی که برای اثبات اینکه ما شبیه و موافق وی هستیم ؛فروتنی را به ما آموخت ولباس جسم ما آدمیان پوشید ودر رحم مریم باکره توسط روح قرار گرفت و به زمین ما آدمیان آمد و برای ما قربانی شد تا ما همواره خداوند را از خود دور نسازیم زیرا که موافق شبیه او هستیم و هیچ وقت یک پدر نمی خواهد که فرزندش از او دور باشد و همچنین یک داماد نمی خواهد که عروس از او دور باشد
حوا(عروس آدم) هنگامی که آدم در خواب بود ،از دندۀ پهلوی او ساخته شد. شاید این تصویر اولیه ای از کلیسا،عروس مسیح،است که از"خون و آب"ساخته شده ؛ این خون وآب هنگامی که بدن مسیح بر روی صلیب بود، از پهلوی او بیرون آمد (یوحنا 19: 36 ؛اول یوحنا 5: 6 و8 )
پس باید بگویم ای عروس برای رسیدن به داماد ،باید همواره در او بمانی و هر روزه نجات در اورا تجربه کنی زیرا تنها راه بازگشت روح خداوند در تو این است که در او باشی و بمانی زیرا که نجات وراه راستی از آن ِ عیسی مسیح خداوند است،تا ابدلآباد.
آمین
بنده گناه کار خدای زنده، مرتضی احمدی دستجردی
به نام خداونده زنده
موضوع این نوشته ، شرارت انسان و راه نجات است
که یافت می شود در عهد عتیق کتاب پیدایش 6: 1_8
همانطوری که از آیات یاد شده مشخص است ، شرارت انسانها بر روی زمین باعث می شود که خداوند از آفرینش تمامی آنها متاسف شود و این شرارت ها در قبل از طوفان نوح می باشد.
انسانها پر شده بودند از روح های پلید و شیطانی ؛ به حدّی که هر چه در دل ایشان می گذشت از برای شرارت و پلیدی بود.
تعداد آنها کثیر شده بود و ایشان دارای فرزندانی شده بودند، آنها جبّار و ستمکار بودند وهر بدی و شرارتی در زمین توسط آنها روی می داد
واگربخاطر پاکدلی و عادل وکامل بودن نوح و التفات یافتن نوح در مقابل خدا نبود چه بسا حال ما اینجا نبودیم و خداونددر آن زمان تمام آفریده هایش در زمین را نابود می ساخت
دو نکته در این آیات از لحاظ من وجود دارد که به ترتیب به آنها می پردازم
نکته 1:در این باب اشاره شده به "پسران خدا"(6: 2)که چندین نظریه متفاوت وجود دارد که این پسران خدا چه کسانی می توانند بوده باشند ویا هستند
نظریه اول: فرشتگان سقوط کرده باشند که در دوم پطرس 2: 4و یهودا آیه 6 احتمالاً به آنها اشاره می شود
نظریه دوم: و یا رهبران خانواده های شیثی که با اخلاف بی ایمان قائن ازدواج کرده بودند. این ازدواج های غیر عادی،هرچه که بودند ثمره آن این شد که زمین را از فساد و خشونت پر کردند
نظریه سوم:که نظریه نویسنده این نوشته است و بر گرفته از نظریه اول می باشد که عبارت است از اینکه فرشتگان سقوط کرده ای که شیطان آنهارا با رهبری خود بر علیه خدا شورانید و آنها از حضور خداوند اخراج شدند و به جهنم و جای ملعون شده ای فرستاده شدند تا روز داوری خداوند فرا رسد و آنها نیز داوری شوند.
من بر این باورم که جهنم و جای ملعون شده ای که خداوند برای آنها در نظر گرفت ، زمینی باشد که در پیدایش 3: 17_18 از سوی خدا ملعون شد
ومانیز هم اکنون در آن زندگی می کنیم
بنا براین آنها به زمین آمدند (پسران خدا) و با دختران انسان ازدواج کردند واز آنها فرزندانی بوجود آمد که شرارت داشتند و خداوند خدا فرمود "روح من در انسان دائماً داوری نخواهد کرد، زیرا که اونیز بشر است"
شرارت قبل از طوفان نوح زمین را در بر گرفت و آنها از خداوند دور شدند زیرا اساس شرارت دوری از خداوند است وانسان نمی تواند بندگی دو آقا را یکجا ،بجا آورد. پس از خدا دورشده وبه شیطان نزدیک .
ولی دوستان من ، چیزی که در سر دارم رابه شما می گویم که پسران خدا هر کسی که می خواهد باشد {من وشما یا فرشتگان سقوط کرده یا رهبران خانواده های شیثی ویا...} ما باید مراقب باشیم که از خداوند دور نشویم.
اگر فرض کنیم که : پسران خدا + دختران انسان = بشر امروزی
(طبق رساله پولس رسول به غلاطیان 3: 26 تا آخر29 )پس یک چیز باید بگویم که طبق کلام چون پسر هستید،خدا روح پسرخود(روح القدُس) را در دلهای شما فرستاد که ندا می کند "یا ابا" یعنی "ای پدر" لهذا دیگر غلام نیستی بلکه پسر،و چون پسر هستی ،وارث خدا بوسیلۀ مسیح.
پس ما بوسیله عیسی مسیح "پسران خدا" خوانده می شویم و این آشتی دوبارۀ خداوند با بشر است.
آری ما بشری هستیم که خداوند ما عیسی مسیح برای نجات ما از بند اسارت و بردگی و غلامی،فدیه شد تا ماآزاد شویم و هیچ محبتی از فدا کردن جان"برای نجات دیگران"بالاتر نمی تواند باشد که عیسی مسیح طبق وعده کلام که از طریق انبیاء به ما رسیده،آن را تکمیل نمود.
ای برادران و خواهران باز می گویم که باید مراقب بود،هم مواظب خود و هم دیگران که از خداوند دور نشویم ودر مسیح بمانیم.
چرا که پسران خدا یکبار نافرمانی کردند و از حظور خداوند خارج شدندو سقوط کردند ولی این بار ما فدیه ای داریم کهکه به سبب آن پسر خواندگی خداوند را بدست آوردیم و نباید از این موهبت غافل شویم،چرا که اگر این شود ودر مسیح خداوند نباشیم ونمانیم طبق مکاشفه12: 9 قطعاً شکست خواهیم خورد .
پس ما باید از شکست پدران جسمانی خود مان که قبل از طوفان نوح بوده ،برای پیروزی و ظفر در مسیح برای خود پُلی درست کنیم و یک تجربه باشد تا دوباره در حضور خداوند مطلق خجلت زده نشویم وسقوط نکرده بلکه این آشتی را با شادی و سرور جشن بگیریم.واین ممکن نیست مگر در مسیح خداوند.
ما وارثان خداوند هستیم پس بیائید که وارث بر حق خدای زنده بر روی زمین باشیم نه آنکه در پی شکست بعدی پیش رویم.
عزیزان آن پسران خدا که سقوط کردند،شاید از بهترین فرشتگان خدا بودند ومانند شیطان که مغرور شد ،از حضور خداوند اخراج شدند.
بیائید از ایمان وگرفتن فیض مغرور نشویم که قطعاً شکست را در پی دارد وآن کسی که کِبّر و غرور در او باشد ،در مسیح عیسی نیست زیرا که مسیح نشانه فروتنی و تواضع و بی تکبری است.
بیائید با ایمانی که به محبت،عمل می کند در مسیح عیسی باشیم
ما باید متحد و هم دل ،هم یار وکمک رسان یکدیگر باشیم تا همگی در مسیح عیسی رشد روحانی کنیم.
همانطور که در کلام مکتوب است خدای زنده ما در{متی 24: 7_39 } طوفان را واقعیتی تاریخی بشمار می آورد و زمان باز گشت ثانوی خود را به دوران نوح تشبیه می کرد.
کمی فکر کنید عزیزان،آیا وقایعی که اکنون در جهان رخ می دهد،مارا به این وا نمی دارد که شاید امروزه نیز آن دوران تکرار شود،آیا تا به حال به این نکته فکر کرده اید؟
نکته 2: "120سال"(پیدایش 6: 3) شاید مهلتی باشد که پیش از طوفان به بشر داده می شود و یا شاید به معنی کوتاه کردن طول زندگی باشد که اگر به باب 5 کتاب پیدایش رجوع کنیم و همچنین طول عمرهای آن زمان را با حال مقایسه کنیم،متوجه تفاوت واختلاف بین آن می شویم که به چه اندازه است.پس شاید ما داریم پله پله به آن طوفان و بازگشت ثانوی نزدیک می شویم پس اگر قبول دارید یا نه ،در ایمان خود تقویت شوید و سعی کنید که حتماً پیش خواهید رفت .
بیشترین تمجید ها مخصوص خداوند است و نباید در انجام آن کوتاهی کرد
من در آخر دعا می کنم اول برای آنهایی که گوش جان دارند و می شنوند و بعد برای آنها که ندارند،چرا که آنکه دارد به او که ندارد تعلیم دهد تا او نیز دارا شود.
در آخر
شما را دعوت به خواندن کتاب غلاطیان 4: 22 تا آخر32 می کنم
در عیسی مسیح باشید و بمانید از حال تا ابدلآباد با شکر گذاری آمین
بنده گناه کار خدای زنده مرتضی احمدی دستجردی
درود بی انتهای خدای زنده ما عیسی مسیح بر همه شما
دوستان عزیز من همانطور که اکثر شما شهادتهای بسیاری از زندگی خود برای اعتراف دارید من هم قصد دارم تا از نوع دعوت و نجاتم توسط خدای زنده برای شما مطالبی بنویسم 
مدتها در تاریکی ها و همراه با تلاطم های زیاد زندگی کردم. آنقدر از همه افراد و همه
چیز دور شده بودم که نمی دانستم هویتم چیست؟ و من در این دنیای فانی چه کاره
هستم؟ آیامن باید یک فرد انقلابی مثل آقای چه گوارا شوم ویا اینکه سرنوشتم باقدرت
و سیاست گره خواهد خورد به هر حال چون دوست داشتم همیشه به افراد کمک کنم
و بیشتر می توانستم که از طریق این دسته از مردم مطرح شوم راه اول را انتخاب
کردم.........
من برای اینکه مثل آقای چه گوارا می شدم بایستی که همه چیزم مثل ایشان می شد
(طرز فکر و رفتار و...) این شد که با تحقیق شروع کردم که مثل این شخص بزرگ
انقلابی شوم و تا حدی نیز موفق شدم ؛من وارد مکتب کمونیستی چینی شدم(خودتان
دیگر حدث بزنید که چه اتفاقاتی می شد که برای من بیفتد : که افتاد)تا اینکه حدود دو
سال گذشته خوابی دیدم که شخصی لاغر اندام با موهای بلند و جامه ای شیری رنگ در
کنار من که در بیابان سر گردان بودم ظاهر شد و با لبخندی دل نشین به من نان داد و
گفت بخور که گوشت تنم است ودر کاسه ای معجونی به رنگ خون(این را بدانید که من
شدیداً نسبت به خون حساسم و حالتم دگرگون می شود)من از ایشان گرفتم و خوردم
ایشان گفت این خون من بود که تو خوردی من با کمال تعجب از اینکه چرا حالم
تغییرنکرده و حالتم ثابت است به ایشان خیره شده بودم چون من ایشان را اصلا نمی
شناختم و فقط از روی احتیاج که در بیابان به غذا و آب داشتم به ایشان اعتماد کردم و
ایشان به من گفت که دنبالم بیا مثل آندریاس و من از خواب بلند شدم
خیلی دنبال این شخص در مکتبها و ادیان گشتم ولی متاسفانه موفق نشدم در عین نا
امیدی تصمیم گرفتم که تیر آخر را هم بباندازم و آن تیر آخر به هدف خورد
با کمال نا امیدی و بی اعتنا وارد کلیسایی شدم وبا شبان آن کلیسا صحبت کردم و کل
ماجرا را که برای شما نوشته ام را برای ایشان تعریف کردم گه کلام خدا از دهان ایشان
جاری شد و به من گفت که به بهترین جای ممکن در زندگیت آمدهای این شخص
عیسی مسیح و خدای زنده است که با تو صحبت کرده و آندریاس هم برادر شمعون از
رسولان عیسی مسیح می باشد و تو دعوت به حیات جاودانی شده ای
من هم چند وقتی را با کمک کشیش آن کلیسا شروع به تحقیق کردم و بعد از مدتی
ایمان به خدای زنده ما عیسی مسیح و اینکه بره ذبح شده و کفاره گناهان ما بر روی
صلیب است؛ آوردم و توبه کردم ونیت کردم که از خادمین شایسته شوم و افراد گمراه
را به کمک عیسی مسیح به سمت خدای زنده خدمت کنم در نام شایسته عیسی
مسیح آمین
حال دوستان عزیز قصد دارم تا شما را با مطالب زیر در رشد مسیحی شما کمک کرده
باشم بر روی هر یک از مطالب کلیک کنید (این بخش در حال تکمیل شدن است)
۱.عیسی مسیح کیست؟
۲.اسم او عجیب خواهد بود.
۳.مسیحیت چیست؟
۴.آیا کتاب مقدس تحریف شده است؟
۵.آشنایی با کتاب مقدس
۶.فرقه ها وآیین های مسیحی
۷.انجیل بارنابا
۸.روح القدس
۹.تثلیث
۱۰.کتاب مقدس (فارسی)
۱۱.ده قدم اساسی
۱۲.سرود های کلیسای ایران
۱۳.کتابهای بسیار مفید
۱۴.شبکه تحقیقاتی مسیحیان
۱۵.شبکه مفید اینترنتی
۱۶.فرهنگ واژگان الهیات مسیحی